جمعى از نويسندگان

501

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

خويش برده و طورى با اسلام بزرگ مىشود كه « كوهى از عظمت و مقام توحيد » « 1 » را در خود بوجود مى آورد . انسانى كه كوهى از پايه هاى تربيت اسلامى شده توانايى آن را دارد كه ديگران را در اين مسير تربيتى قرار دهد و تربيت آنها را بر عهده بگيرد و طورى آنها را هدايت و حمايت بنمايد كه شاگردانش هر كدام شهره ى آفاق شوند . هدف تربيت اسلامى : خداوند هدف خلقت ما را در قرآن « 2 » عبادت خويش مىداند . برنامه ى تربيتى دين اسلام ، هدفش از تربيت ما بايد در اين راستا باشد يعنى تمام اعمال ما در جهت طاعت و بندگى خدا باشد . » اهداف تربيت اسلامى تهذيب و متعالى شدن روح آدمى است . « زندگى آيت اللّه قاضى نشان مىدهد ايشان به اين اهداف رسيده اند . ايشان در طول زندگيشان به طور مستمر به تهذيب نفس مشغول بوده به طورى كه معاندانش ، او را صوفى لقب مى دادند . وى زمانى كه شب مى شد و همه در خواب اند ، تازه دلدادگيش شروع مى شد « شبها هميشه مشغول راز و نياز با خداى خود بود و ستاره هاى شب با گريه هاى او آشنايند » . با نماز چنان روح خود را مأنوس مىكند ، كه مى گويد : « دو سه روزى در اين فكرم كه اگر در بهشت نگذارند ما نماز بخوانيم چه بكنيم ؟ » آيت اللّه قاضى اگر شاگردى پرورش مىدهد سعيش بر آن است كه او را به هدف تربيت اسلامى يعنى تهذيب و تعالى برساند ؛ علّامه طباطبايى مى فرمايد : « نمى دانستم كجا و نزد چه استادى بروم ! در اين حال در خانه زده شد ، در را باز كردم ديدم يكى از علماى بزرگ نجف آمده است و داراى چهره ى بسيار نورانى بودند . وارد خانه شد و اشعارى بدين مضموم خواندند : كسى كه براى تحصيل به نجف مى آيد بهتر است علاوه بر تحصيل به فكر تهذيب و تكميل نفس خويش هم باشد . علّامه مى گويد : پس از آنكه ايشان تشريف بردند خيلى منقلب شدم و سخنانش در دلم خيلى نفوذ كرد و در جلسات درسشان شركت كردم . » فصل دوم : بخش اول : تربيت عملى : بهترين وسيله براى تاثيرگذارى و تاثيرپذيرى استاد بر شاگرد ، عمل كردن استاد به آموزه هاى است كه به شاگردان خود مى آموزد . زندگى آيت اللّه قاضى مجسمه اى از عمل به آداب شرع بوده و بخشى از بار تربيتى شاگردان را با استفاده از سيره ى عملى خويش به مقصد مىرساند . در اينجا به بررسى چند مورد از اين آداب و اثر تربيتى آن در ميان تربيت يافته‌گان وى مى پردازيم .

--> ( 1 ) - « و ما خَلقتَ الجنَّ والانس الّا لِيعبدون » « نيافريدم جن و انس را مگر براى عبادت » نازعات 56 . ( 2 ) - سنن دارمى / ج 1 ص 80 .